فهرست مطالب
- کتاب تازه شری ترکل، Artificial Intimacy، درباره اثر چتباتها بر مراحل مختلف زندگی است.
- ترکل میگوید همدلی چتباتها شبیهسازیشده است و جای مراقبت انسانی را نمیگیرد.
- او نسبت به استفاده کودکان از چتباتها و سردرگمی میان انسان و دستگاه هشدار میدهد.
- ترکل خواستار پذیرفتن دشواریهای ارتباط انسانی بهجای دور زدن آنهاست.
شری ترکل، استاد MIT و پژوهشگر تأثیر فناوری بر زندگی و هویت انسان، در کتاب تازهاش استدلال میکند که گسترش چتباتها ممکن است چیزی فراتر از شیوه گفتوگوی ما را تغییر دهد: این ابزارها، به باور او، بر توانایی انسانها برای برقراری ارتباط و دلبستگی اثر میگذارند. کتاب Artificial Intimacy: Who We Become When We Talk to Machines که ۲۹ سپتامبر از سوی Little, Brown and Company منتشر شده، تعامل با چتباتها را در مراحل گوناگون زندگی بررسی میکند و درباره جایگزین شدن پاسخهای ماشین با رابطه انسانی هشدار میدهد.
ترکل در گفتوگو با MIT News میگوید بسیاری از کاربران از چتبات برای پرسشهایی استفاده میکنند که به عاطفه، اعتماد و رابطه مربوطاند؛ حوزههایی که یک برنامه رایانهای تجربهای از آنها ندارد. حرف اصلی او این نیست که مردم نباید از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کنند، بلکه این است که پاسخ روان و همراهانه یک چتبات را نباید با همدلی یا مراقبت واقعی اشتباه گرفت. او در کتاب خود پیامدهای این تفاوت را برای کودکان و بزرگسالان پی میگیرد.
پرسشهای عاطفی از ماشینی بیاحساس
ترکل برای توضیح مسئله، به نمونهای از پژوهش خود اشاره میکند: مردی میانسال به نام برایان، نامی مستعار، که مشاور مالی است و در طول روز با سه صفحهنمایش کار میکند. او یکی از صفحهها را به چتباتی اختصاص داده که برایش نامی زنانه انتخاب کرده و مرتب با آن گفتوگو میکند. پس از آنکه رابطهاش با زنی بههم میخورد، از چتبات میپرسد آیا انتقاد آن زن درباره دسترسناپذیری عاطفی او درست بوده است یا نه.
از نگاه ترکل، این پرسش نمونهای روشن از واگذاری داوری درباره صمیمیت به ابزاری است که خودش تجربه عاطفی ندارد. او میگوید برایان از یک برنامه میخواهد درباره چیزی حرف بزند که قادر به تجربهاش نیست. این ماجرا، به باور ترکل، نشان میدهد چتباتها چگونه ممکن است به مرجعی برای پرسشهای شخصی بدل شوند؛ حتی وقتی پاسخهای آنها از تجربه انسانی سرچشمه نمیگیرد.
ترکل چتبات را برنامهای میداند که بر پایه حجم بزرگی از دادهها، محتملترین ادامه متن را برای مکالمه پیشبینی میکند. این توضیح به تفاوتی اساسی اشاره دارد: سامانه میتواند زبانی صمیمی و همدلانه تولید کند، اما از نظر ترکل این توانایی به معنای داشتن احساس یا دغدغه نسبت به کاربر نیست. او این رفتار را «همدلی وانمودشده» توصیف میکند و هشدار میدهد که کاربران ممکن است معیارهای خود را تغییر دهند و پاسخهای دلگرمکننده ماشین را همدلی واقعی بدانند.
در همین زمینه، ترکل به گزارشهایی از ارتباط استفاده از چتباتها با موارد خبرساز خودکشی نوجوانان اشاره میکند؛ مواردی که در آنها نوجوانان وارد گفتوگوهای طولانی با ابزارهای مکالمهای شدهاند. این اشاره در کتاب و مصاحبه او بخشی از نگرانی گستردهتر درباره استفاده از چتباتهاست، نه دلیلی برای نسبت دادن یک نتیجه واحد به همه کاربران یا همه سامانهها.
نگرانی درباره رشد کودکان
کتاب Artificial Intimacy موضوع را بر اساس مراحل زندگی انسان پیش میبرد. ترکل در گفتوگوهایش با کودکان، به گفته خودش، بارها با محو شدن مرز میان آدمها، چتباتها و دیگر دستگاهها روبهرو شده است. او از کودکی هشتساله یاد میکند که با همان تلفنی که برای صحبت با پدربزرگ و مادربزرگش استفاده میکند، با ChatGPT هم حرف میزند و هر دو را چیزهایی میبیند که از طریق تلفن در دسترساند.
در نمونهای دیگر، مادری که دانشجوی تحصیلات تکمیلی است و برای قصه شب از چتبات کمک میگیرد، میگوید دخترش تصور میکند چتبات «قطعاً یک آدم درون تلفن» است. ترکل این نمونهها را نشانهای از سردرگمی احتمالی کودکان درباره تفاوت میان انسان و ابزار میداند. در عین حال، او بر اهمیت زمانی تأکید میکند که کودک تنهاست و فرصت دارد تخیل و منابع درونی خود را پرورش دهد.
به باور ترکل، کودک برای آموختن اعتماد باید با رابطههایی روبهرو شود که در آنها طرف مقابل واقعاً حضور دارد و مسئولیت رفتار خود را میپذیرد. او مینویسد دستگاهی که ممکن است اطلاعات نادرست ارائه کند و از نادرستی آن آگاه نباشد، نمیتواند همان تجربه را فراهم کند. از نگاه او، فرصت تنهاییِ سازنده نیز به کودک کمک میکند تصویری از خود بسازد و توانایی رابطه متقابل را پرورش دهد.
ترکل خطر را در استفاده از چتبات بهعنوان سرگرمی دائمی برای کودکان هم میبیند. در استدلال او، مسئله فقط مدت استفاده از صفحهنمایش نیست؛ بلکه این است که فناوری چه جایگاهی در شکلگیری اعتماد، تخیل و رابطه پیدا میکند. او این پیامدها را برای رشد کودک بنیادی میخواند، هرچند مقاله MIT News نتیجه یک پژوهش کمّی مشخص یا اندازهگیری مستقلی از میزان اثر این ابزارها ارائه نمیکند؛ بحث در اینجا بازتاب دیدگاه و پژوهشهای ترکل است.
جاذبه پاسخهای بیدردسر
ترکل میگوید بزرگسالان نیز ممکن است به چتباتها وابسته شوند. در کتاب او، از افرادی صحبت میشود که پس از طلاق یا قطع رابطه بهدنبال همصحبتاند، دانشجویانی که برای تصمیمگیری درباره ادامه تحصیل مشورت میگیرند و کارکنانی که انجام تکالیف شغلی را به ChatGPT میسپارند. نگرانی او این است که استفاده مکرر، بهتدریج علاقه یا توانایی افراد را برای روبهرو شدن با دیگران و دشواریهای رابطه کاهش دهد.
او میگوید کاربران ممکن است در تعامل با ربات تصور کنند که موجودی زنده به آنها اهمیت میدهد یا دوستشان دارد. از نظر ترکل، چنین تصوری میتواند افراد را از مواجهه با پیچیدگی و گاه ناخرسندی روابط واقعی دور کند. او این روند را نوعی «از دست دادن مهارت» مینامد: نه فقط در رابطه شخصی، بلکه در محیط کار و توانایی فکر کردن و ساختن ایدههای تازه.
با این حال، بخش مهمی از کتاب به این میپردازد که چرا مردم چنین ابزارهایی را جذاب مییابند. چتبات همیشه در دسترس است، توجه کامل نشان میدهد و معمولاً کاربر را تأیید میکند. در مقابل، انسانها ممکن است خسته، بدخلق یا پرتوقع باشند. ترکل با این مقایسه توضیح میدهد که چرا کسی ممکن است پاسخ آسان ماشین را به گفتوگویی ترجیح دهد که در آن باید به نیازهای طرف مقابل نیز توجه کند.
او همچنین به کمبود دسترسی به خدمات سلامت روان در ایالات متحده اشاره میکند. طبق مطالعه دولتیای که ترکل به آن استناد میکند، حدود نیمی از مردم به ارائهدهنده خدمات سلامت روان دسترسی دارند. این کمبود، از نگاه او، بخشی از زمینهای است که در آن چتباتها میتوانند جای خالی خدمات انسانی را پر کنند؛ اما او این جایگزینی را راهحلی بیهزینه نمیداند. ترکل همچنین معتقد است شبکههای اجتماعی به کاهش دوستیها و تعاملهای حضوری کمک کردهاند و چتباتها اکنون در فضایی گسترش مییابند که از قبل با کمبود ارتباط رودررو روبهرو بوده است.
بازگشت به دشواری رابطه انسانی
ترکل راه مقابله را در پذیرش این نکته میبیند که زندگی و رابطه انسانی همیشه روان و بیاصطکاک نیست. به گفته او، تنش، ترس و دشواری بخشی از تجربه زندگیاند و دور زدن همیشگی آنها میتواند فرصت یادگیری را از افراد بگیرد. او میگوید فناوری گاهی به کاربران پیشنهاد میدهد بهجای انجام کاری دشوار ــ از دعوت کسی به قرار گرفته تا ابراز همدردی ــ راه سادهتر را انتخاب کنند.
ترکل خواستار شکلگیری واکنشی اجتماعی به چتباتهاست؛ واکنشی که از نظر او میتواند شبیه بحثها درباره حضور تلفن در مدرسه یا استفاده جوانان از شبکههای اجتماعی باشد. او امیدوار است کتابش بخشی از حرکتی گستردهتر برای بازنگری در جایگاه این ابزارها شود. این موضع، فراخوانی برای کنار گذاشتن همه فناوریها نیست؛ محور آن این پرسش است که استفاده از ابزارهای مکالمهای چه زمانی کمکی عملی است و چه زمانی جای تجربه و مسئولیت رابطه انسانی را میگیرد.
ترکل پیشتر در کتابهایی مانند The Second Self، Life on the Screen، Alone Together و Reclaiming Conversation رابطه فناوری با روانشناسی، هویت و گفتوگوی انسانی را بررسی کرده است. او رویکرد خود را ثبت «تاریخ درونی فناوری» مینامد؛ یعنی توجه به اینکه فناوری افزون بر کارکردهایش، چه تغییری در انسانها ایجاد میکند. کتاب تازه او نیز همین پرسش را درباره هوش مصنوعی مکالمهای مطرح میکند.
در معرفی کتاب، روزنامهنگار نیکلاس کار و روانشناس جاناتان هایت از پژوهش و نوشتههای ترکل تمجید کردهاند. ترکل میگوید کتاب را برای گروههای گوناگون، از دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان تا والدین و معلمان، نوشته است. پرسشی که او در پایان پیش میگذارد این است: اگر هدفمان زندگی پربارتری در جهان واقعی نباشد، مقصد استفاده از این ابزارها چیست؟
این خبر برای چه کسانی اهمیت دارد
بحث ترکل برای والدین و معلمان اهمیت دارد، چون بر نقش گفتوگوهای دیجیتال در برداشت کودکان از انسان، اعتماد و تنهایی تمرکز میکند. برای طراحان و عرضهکنندگان چتباتها نیز یادآور این نکته است که پاسخهای صمیمی میتوانند از سوی کاربران بهعنوان نشانه مراقبت واقعی برداشت شوند. کاربران عادی، بهویژه کسانی که برای مشورت عاطفی یا سلامت روان به این ابزارها مراجعه میکنند، میتوانند میان همراهی زبانی یک سامانه و رابطه با انسانی که واقعاً مسئول و درگیر است تمایز بگذارند. کتاب ترکل در نهایت پرسشی اجتماعی پیش میکشد: چگونه از فایده ابزارهای مکالمهای بهره ببریم، بیآنکه دشواریهای ضروری ارتباط انسانی را بهکلی کنار بگذاریم؟
پرسشهای متداول
کتاب تازه شری ترکل درباره چیست؟
ترکل چرا درباره همدلی چتباتها هشدار میدهد؟
ترکل برای کاهش پیامدهای منفی چتباتها چه پیشنهادی دارد؟
دانش آموخته مدیریت کسب و کار گرایش استراتژی و پژوهشگر ، استراتژیست و توسعه دهنده اقتصاد دیجیتال
مطالب مرتبط
افزایش نرخ کلیک نتایج گوگل با هوش مصنوعیهوش مصنوعی میتواند با تحلیل هدف جستوجو، پیشنهاد عنوان و توضیحات متا و شناسایی فرصتهای بهبود،…
چگونه اسکیما و داده ساختاریافته شانس حضور در پاسخهای AI را بالا میبرد؟اسکیما و داده ساختاریافته به موتورهای جستوجو و سامانههای هوش مصنوعی کمک میکنند موضوع، موجودیتها و…
آیا هوش مصنوعی جایگزین متخصص تبلیغات آنلاین میشود؟هوش مصنوعی بسیاری از کارهای تکراری و تحلیلی تبلیغات آنلاین را سریعتر انجام میدهد، اما بهتنهایی…



