فهرست مطالب
- فقط ۴.۵ درصد کاربران آمریکایی در اوت اشتراک شخصی پولی ChatGPT، Gemini یا Claude داشتند.
- یک درصد پرخرجترین کاربران نزدیک به یکپنجم مخارج ثبتشده هوش مصنوعی را رقم زدند.
- میانگین هزینه ماهانه این گروه حدود ۹۰۰ دلار و هزینه کاربر پولی معمولی حدود ۲۵ دلار بود.
- دادههای پرداخت کارتهای مصرفکنندگان آمریکا از پنلهای YipitData بهدست آمده و نمایانگر کل درآمد بازار نیست.
هزینهکرد هوش مصنوعی در میان مصرفکنندگان آمریکایی بسیار متمرکز است: طبق تازهترین رتبهبندی Andreessen Horowitz که روز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، تنها ۴.۵ درصد کاربران در اوت اشتراک شخصی پولی ChatGPT، Gemini یا Claude داشتند، اما یک درصد پرخرجترینها نزدیک به یکپنجم مخارج ثبتشده را به خود اختصاص دادند. این دادهها تصویری از فاصله میان فراگیری استفاده از هوش مصنوعی و تبدیل آن به درآمد پایدار برای شرکتها ارائه میکند.
شرکت سرمایهگذاری Andreessen Horowitz، که با نام a16z نیز شناخته میشود، هفتمین نسخه از فهرست ۱۰۰ محصول پرکاربرد هوش مصنوعی برای مصرفکنندگان را منتشر کرده است. در این دوره، این شرکت برای نخستینبار علاوه بر بازدید وب و شمار کاربران موبایل، هزینههای مشاهدهشده روی کارتهای مصرفکنندگان آمریکایی را نیز بررسی کرده است. دادههای پرداخت را YipitData از پنلهای آماری گردآوری کرده؛ بنابراین ارقام، کل درآمد شرکتهای هوش مصنوعی نیستند و باید بهعنوان نمایی محدود از رفتار پرداخت کاربران خوانده شوند.
هزینهکرد هوش مصنوعی؛ کاربران پرخرج چه میخرند؟
بهگفته a16z، نزدیک به نیمی از مصرفکنندگان آمریکا اکنون از هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما تنها یکچهارم هر روز سراغ آن میروند. سهم کاربران دارای اشتراک فعال شخصی ChatGPT، Gemini یا Claude در اوت به ۴.۵ درصد رسیده بود؛ رقمی که تقریباً دو برابر سطح یک سال پیش است. بااینحال، شمار کاربران پرداختکننده هنوز در قیاس با جمعیت استفادهکنندگان محدود مانده است.
در همین گروه کوچک نیز پرداختها بهشدت نابرابر است. یک درصد بالاییِ خرجکنندگان نزدیک به یکپنجم مجموع هزینههای مشاهدهشده را میپردازند؛ بیشتر از مجموع هزینههای نصف پایین فهرست. این گروه بهطور میانگین ماهانه حدود ۹۰۰ دلار خرج میکند و میانگین آن رو به افزایش است. در مقابل، کاربر پولی معمولی حدود ۲۵ دلار در ماه میپردازد؛ سطحی که مدتی است تقریباً ثابت مانده است.
الگوی انتخاب محصولات نشان میدهد پرخرجترین کاربران بیشتر به ابزارهایی برای ساخت و خودکارسازی کارها، مانند n8n، Manus و fal، و ابزارهای خلاقانهای مانند Higgsfield، Figma و HeyGen گرایش دارند. بهتعبیر گزارش، بخش مهمی از بازار پرداختکننده را کاربران حرفهای و «مصرفکنندگان حرفهای» تشکیل میدهند؛ افرادی که از نرمافزار برای کار، طراحی و ساخت محصول استفاده میکنند. از میان فهرستها، تنها هفت شرکت در هر سه رتبهبندی جایگاه برتر دارند؛ ChatGPT، Claude، Perplexity و Canva از جمله آنها هستند.
a16z همچنین به فاصله مهارتی میان کاربران اشاره میکند. نسخههای پولی معمولاً امکانات بیشتری دارند، اما کار با آنها میتواند پیچیدهتر باشد و یادگیری بیشتری بخواهد؛ در نتیجه، بسیاری از کاربران رایگان تنها بخشی از توانایی ابزارها را بهکار میگیرند. این وضعیت ممکن است شکاف میان کسانی را که از هوش مصنوعی در سطح بالا استفاده میکنند و کسانی را که استفادهای محدود دارند، عمیقتر کند. در مقابل، گزارش این احتمال را هم مطرح میکند که ابزارها بهتدریج سادهتر و ارزانتر شوند و این فاصله کاهش یابد.
ChatGPT، Gemini و Claude در رقابت مصرفکننده
در صدر جدول تغییر زیادی دیده نمیشود: ترافیک وب ChatGPT تقریباً دو برابر Gemini و شش برابر Claude است و در موبایل فاصله بیشتر هم میشود. تغییر مهمتر، صعود Claude به جایگاه سوم است. این محصول که در نخستین فهرست وب a16z در سال ۲۰۲۳ حضور نداشت، از نظر ترافیک از Deepseek و Perplexity عبور کرده و در میان مشترکان آمریکایی به Gemini نزدیک شده است.
طبق گزارش، Anthropic سهم بیشتری از مشترکان Claude را در گرانترین سطح اشتراک خود دارد؛ طرحهایی که از ۱۰۰ دلار در ماه آغاز میشوند. این سهم در مقایسه با طرحهای مشابه OpenAI و Google بالاتر است. بااینحال، شتاب استفاده روزانه از Claude در ژوئیه و اوت کاهش یافت و ChatGPT با مدلهای جدید و ChatGPT Work دوباره سرعت گرفت. از نگاه a16z، مسئله فقط پیشتازی در یک مقطع نیست، بلکه توانایی شرکتها برای بهرهبرداری از فرصت رشد است.
عاملهای هوشمند و راههای تازه درآمدزایی
رقابت به دستیارهای هوشمندی رسیده که میتوانند برای کاربر اقدام کنند. بهگفته a16z، شش ماه پیش عاملهایی مانند OpenClaw برای بیشتر مصرفکنندگان کاربردی نبودند؛ اکنون استارتاپهایی مانند Instinct و Tomo از صدها هزار کاربر خبر میدهند و شرکتهای بزرگ نیز با محصولاتی مانند Muse از Meta، Dots از OpenAI و Grok Bot از xAI وارد این حوزه شدهاند.
عاملها زمانی میتوانند وزن اقتصادی پیدا کنند که از طرف کاربر خرید واقعی انجام دهند. Noah Shinn، بنیانگذار Instinct، میگوید ۴۰ درصد کاربران ظرف سه هفته کارت اعتباری خود را به سرویس متصل میکنند و سپس ماهانه مبالغی چهاررقمی از طریق آن خرج میکنند؛ بخش زیادی از این مخارج به سفر مربوط است. در همین حال، شرکتها درباره دسترسی عاملها به خدمات تصمیمهای متفاوتی گرفتهاند: Amazon دسترسی Muse متعلق به Meta را پس از دو هفته مسدود کرد، اما Shopify، Instacart و OpenTable و چند شرکت دیگر اتصال رسمی برقرار کردند.
طبق آمار ارائهشده در گزارش، Muse در هفته نخست به ۲۵۰ هزار کاربر روزانه رسید و در کمتر از یک ماه از پنج میلیون دانلود گذشت. این رشد در مقایسه با Threads، محصول Meta که در سه هفته نخست عرضه بیش از ۱۵ میلیون دانلود داشت، محدودتر بوده است؛ بااینحال، حرکت بازار به سمت عاملهایی که تراکنش انجام میدهند، میتواند مسیرهای درآمدی تازهای مانند کارمزد معرفی یا سهم از خرید ایجاد کند.
مدل درآمدی؛ چالش اصلی بازار
محصولات جاافتاده همچنان از موقعیت بهتری برای کسب درآمد برخوردارند. Canva و Notion در میان ده محصول برتر وب قرار دارند و Google بهتنهایی پنج جایگاه در فهرست وب دارد. بهگفته a16z، استارتاپها اغلب با ارائه مدلی متمایز، دسترسی به چند مدل هوش مصنوعی، تمرکز بر مخاطبی مشخص یا دور زدن رابطهای جاافتاده برای خود فضا باز میکنند.
بیشتر محصولات هوش مصنوعیِ بومی بر اشتراک یا دریافت هزینه بر اساس میزان استفاده تکیه دارند و تنها سهم کوچکی سراغ تبلیغات یا کارمزد تراکنش رفتهاند. این الگو با اینترنت پیش از موج هوش مصنوعی تفاوت دارد؛ در آن دوره تبلیغات بخش عمده درآمد شرکتهایی مانند Meta و Alphabet را تأمین میکرد. هزینه بالای مدلها نیز باعث میشود شرکتهای هوش مصنوعی نتوانند بهآسانی برای جذب انبوه کاربر، در آغاز از درآمد صرفنظر کنند.
بااینحال، گزینههای دیگری در حال شکلگیری است. OpenAI اعلام کرده که درآمد سالانهشده تبلیغات ChatGPT در اوت به یک میلیارد دلار رسیده است. عاملهای شخصی نیز ممکن است بهجای تکیه صرف بر اشتراک، از طریق کارمزد همکاری در فروش یا سهم از تراکنش درآمد ایجاد کنند. افزودن دادههای پرداخت به رتبهبندی a16z تلاشی برای سنجش همین تفاوت است: بازدید و دانلود بهتنهایی نشان نمیدهد کدام ابزار واقعاً برای کاربران ارزش پرداخت دارد.
این خبر برای چه کسانی اهمیت دارد
این دادهها برای شرکتهای سازنده دستیارهای هوش مصنوعی، استارتاپهای ابزارهای کاری، سرمایهگذاران و کسبوکارهایی که قصد اتصال به عاملهای خرید را دارند اهمیت دارد. تصویر فعلی بازار نشان میدهد استفاده گسترده بهتنهایی تضمینکننده درآمد نیست؛ کاربران حرفهای و پرخرج سهمی نامتناسب از پرداخت را به دوش میکشند. برای سازندگان محصولات، پرسش اصلی این است که چگونه قابلیتهای پیچیده را به ارزشی روشن و قابل پرداخت تبدیل کنند، بیآنکه کاربران عادی از تجربه کاربری جا بمانند.
پرسشهای متداول
چند درصد کاربران آمریکایی برای ابزارهای هوش مصنوعی اشتراک پولی دارند؟
چه کسانی بیشترین هزینه را برای هوش مصنوعی میپردازند؟
آیا ارقام هزینهکرد، کل درآمد شرکتهای هوش مصنوعی را نشان میدهد؟
دانش آموخته مدیریت کسب و کار گرایش استراتژی و پژوهشگر ، استراتژیست و توسعه دهنده اقتصاد دیجیتال
مطالب مرتبط
راهنمای انتخاب هوش مصنوعی برای کارخانهها در ۲۰۲۶انتخاب هوش مصنوعی برای کارخانه فقط مقایسه چند نرمافزار یا مدل زبانی نیست؛ باید مسئله کسبوکار،…
بهترین هوش مصنوعی برای برنامه نویسیبهترین هوش مصنوعی برای برنامه نویسی به نوع پروژه، زبان مورد استفاده، سطح تجربه و حساسیت…
پرامپت قیمتگذاری محصول و خدمات با ChatGPTپرامپت قیمتگذاری محصول و خدمات با ChatGPT به شما کمک میکند هزینهها، ارزش پیشنهادی، مشتری هدف…





